جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to second-guess
01
سرزنش کردن, انتقاد کردن
evaluate or criticize with hindsight
02
پیشبینی کردن
to predict or anticipate an event or someone's reaction
مثالها
I hate to second-guess how she'll react to the news, but I'm nervous about it.
من از پیشبینی کردن اینکه او چگونه به خبر واکنش نشان خواهد داد متنفرم، اما در مورد آن عصبی هستم.



























