جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
satisfied
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most satisfied
شکل تفضیلی
more satisfied
درجهپذیر
مثالها
After months of hard work, she felt satisfied with the results of her efforts.
پس از ماهها کار سخت، او از نتایج تلاشهایش راضی بود.
درخت واژگانی
dissatisfied
unsatisfied
satisfied
satisfy



























