جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
satiny
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most satiny
شکل تفضیلی
more satiny
درجهپذیر
مثالها
The silky hair serum transformed her frizzy hair into satiny, smooth strands.
سرم موی ابریشمی موهای فر او را به تارهای ابریشمی و نرم تبدیل کرد.
02
ساتن مانند, ابریشمی
having the qualities of satin
مثالها
She loved the feel of the satiny sheets on her bed.
او احساس ملحفههای ساتنی روی تختش را دوست داشت.
درخت واژگانی
satiny
satin



























