جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sappy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
sappiest
شکل تفضیلی
sappier
درجهپذیر
مثالها
He rolled his eyes at the sappy dialogue in the romantic comedy.
او به دیالوگ احساساتی در کمدی رمانتیک چرخاند چشمهایش را.
02
پر از شیره, غنی از شیره
abounding in sap
درخت واژگانی
sappy
sap



























