جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sacred cow
01
(چیزی) بیچونوچرا پذیرفته شده, (چیزی) مقدسسازی شده
an idea, custom, or institution considered immune from criticism or questioning
اصطلاح
غیررسمی
کاربرد قدیمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
sacred cows
مثالها
In that company, the founder's management style is a sacred cow.
سلسله مراتب سختگیرانه شرکت یک گاو مقدس است که هیچکس جرات به چالش کشیدن آن را ندارد.



























