جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sacred cow
01
(چیزی) بیچونوچرا پذیرفته شده, (چیزی) مقدسسازی شده
an idea, custom, or institution considered immune from criticism or questioning
idiom
informal
old use
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
sacred cows
مثالها
In that culture, the monarchy is a sacred cow beyond debate.
در آن فرهنگ، گاو مقدس فراتر از بحث است.



























