جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Rooftop
01
پشتبام
the external surface of a building roof
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
rooftops
مثالها
They had dinner on the rooftop, enjoying the city's skyline at night.
آنها شام را روی پشت بام خوردند، در حالی که از خط افق شهر در شب لذت میبردند.
درخت واژگانی
rooftop
roof
top



























