جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rife
مثالها
Tension was rife among the striking workers.
تنش در میان کارگران اعتصابی شایع بود.
02
سرشار, لبریز
containing a large amount of something that is usually unpleasant
مثالها
The city streets were rife with potholes, making driving a frustrating experience.
خیابانهای شهر پر از دستانداز بود، که رانندگی را به تجربهای ناامیدکننده تبدیل میکرد.
rife
مثالها
Fear grew rife among the crowd.
ترس در میان جمعیت شیوع یافت.



























