جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
retired
01
بازنشسته
no longer working, typically because of old age
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
درجهناپذیر
مثالها
She bought a small cottage after she became retired.
او بعد از بازنشسته شدن یک کلبه کوچک خرید.
درخت واژگانی
retired
retire



























