جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Remorse
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
He felt deep remorse after realizing how his actions had hurt others.
او پس از فهمیدن اینکه چگونه اعمالش به دیگران آسیب زده است، پشیمانی عمیقی احساس کرد.
درخت واژگانی
remorseful
remorseless
remorse



























