جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
reciprocally
مثالها
Power and responsibility must be shared reciprocally in a democracy.
قدرت و مسئولیت باید متقابلاً در یک دموکراسی تقسیم شوند.
مثالها
They praised her work; she reciprocally thanked them.
آنها کار او را ستودند؛ او متقابلاً از آنها تشکر کرد.
مثالها
The two variables changed reciprocally over time.
دو متغیر با گذشت زمان متقابلاً تغییر کردند.
درخت واژگانی
reciprocally
reciprocal
reciproc



























