جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
raspy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
raspiest
شکل تفضیلی
raspier
درجهپذیر
مثالها
The singer's raspy voice added a unique and gritty texture to the blues song.
صدای خشن خواننده بافت منحصر به فرد و زمختی به آهنگ بلوز اضافه کرد.
درخت واژگانی
raspy
rasp



























