جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
raspy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
raspiest
شکل تفضیلی
raspier
درجهپذیر
مثالها
The old record player emitted a raspy crackling sound as it played the worn vinyl.
پخشکننده قدیمی صدای خشن و ترق تروقی از خودش خارج میکرد وقتی که وینیل فرسوده را پخش میکرد.
درخت واژگانی
raspy
rasp



























