جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
راهآهن
کالاها از طریق راهآهن در سراسر کشور حمل شدند.
ریل براق و صاف بود، که به قطارها اجازه می داد سریع سفر کنند.
چنگر, مرغابی کوچک
رِیلها اغلب در پوشش گیاهی انبوه نزدیک برکهها پنهان میشوند.
ریل, تیرک
حصار از یک ریل واحد تشکیل شده بود که از هر بخش عبور میکرد.
گله کردن
علیرغم بهبودها، مشتری به شکایت شدید از کیفیت خدمات ادامه داد.
حمل و نقل با استفاده از سیستم راه آهن, جابجایی با استفاده از شبکه ریلی
شرکت معدنکاری تصمیم گرفت مواد خام را مستقیماً از محل استخراج به کارخانه پردازش با قطار حمل کند.
با قطار سفر کردن, قطار گرفتن
به جای رانندگی، آنها تصمیم گرفتند برای یک فرار آخر هفته از شهر به روستا با قطار بروند.
نصب نرده, مجهز کردن به حفاظ محافظ
معمار تصمیم گرفت برای افزایش ایمنی و زیبایی، بالکن را نرده کند.
نرده کشیدن, محصور کردن با نرده
اداره پارک تصمیم گرفت زمین بازی را حفاظ بکشد تا ایمنی کودکان را افزایش دهد.
درخت واژگانی



























