جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to query
01
پرسیدن, استنطاق کردن
to ask questions in order to seek information or clarification
Transitive: to query a source of information
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
query
سومشخص مفرد
queries
وجه وصفی حال
querying
گذشته ساده
queried
اسم مفعول
queried
مثالها
The journalist decided to query the sources to double-check the accuracy of the information before publishing the article.
روزنامهنگار تصمیم گرفت برای اطمینان از صحت اطلاعات قبل از انتشار مقاله، منابع را پرسوجو کند.
Query
01
پرسش, درخواست
a request for information or clarification, often in the form of a question
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
queries
مثالها
His query was met with a detailed explanation.
درخواست او با توضیح مفصلی مواجه شد.



























