جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
putrescent
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most putrescent
شکل تفضیلی
more putrescent
درجهپذیر
حوزه
biology, decay, health
مثالها
The garden was overrun with putrescent vegetable scraps that had turned mushy and smelly.
باغ پر از تکههای سبزیجات گندیده بود که نرم و بدبو شده بودند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
putrescent
putresc



























