جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
putrescent
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most putrescent
شکل تفضیلی
more putrescent
درجهپذیر
مثالها
The old attic was filled with putrescent relics, their surfaces deteriorated and stinking.
اتاق زیر شیروانی قدیمی پر از آثار فاسد بود، سطح آنها خراب و بدبو شده بود.
درخت واژگانی
putrescent
putresc



























