جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
تیم روی یک پروژه مشارکتی برای طراحی یک محصول جدید کار کرد.
پروژه
در پروژه جغرافیا، دانشآموزان نقشهای از کشورهای مختلف و پایتختهای آنها ساختند.
پروژه مسکن عمومی, مجتمع مسکونی اجتماعی
او در یک پروژه مسکن عمومی در شهر بزرگ شد.
روی پرده انداختن
تکنسین کلیپهای ویدیویی را پخش خواهد کرد تا مخاطبان ببینند.
آینده را پیشبینی کردن
تحلیلگر مالی پیشبینی خواهد کرد درآمد شرکت را برای سال مالی آینده.
تاباندن, نشان دادن
او در جلسه اشتیاق نشان داد، که همه را به مشارکت ترغیب کرد.
پیش آمدن, برآمدن
سقف خانه روی ایوان پیش آمدگی دارد و سایه اضافی فراهم میکند.
پروژه کردن, ارائه دادن
شرکت از طریق کمپین تبلیغاتی جدید خود تصویری مثبت منعکس کرد.
پروژه, برنامه ریزی
آنها در حال برنامهریزی برای یک کمپین بازاریابی جدید برای سال آینده هستند.
پروژه کردن, انتقال دادن
با استفاده از یک شبکه، او مختصات شیء سهبعدی را روی یک سطح دوبعدی پروژه کرد.
پروژکت کردن, انتشار دادن
گوینده صدای خود را پروژکت کرد تا همه در سالن بتوانند او را بشنوند.
فرافکنی کردن, نسبت دادن
او تمایل داشت که ناامنیهای خود را بر دیگران فرافکنی کند، با این فرض که آنها نیز در شک و تردیدش شریک هستند.
پرتاب کردن, انداختن
او توپ را با دقت کامل به آن سوی زمین پرتاب کرد.



























