جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
presently
مثالها
Presently, there is a temporary road closure for construction.
در حال حاضر، بستهشدن موقت جاده برای ساختوساز وجود دارد.
02
به زودی, در مدت کوتاهی
in a short amount of time from now
مثالها
We will begin presently, once everyone arrives.
ما به زودی شروع خواهیم کرد، وقتی همه رسیدند.
03
بلافاصله, فورا
at that very moment or immediately
مثالها
She knocked on the door, and it was presently opened by a servant.
او در را زد، و بلافاصله توسط یک خدمتکار باز شد.
درخت واژگانی
presently
present



























