جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Perk
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
perks
مثالها
One of the best perks of working at the tech company is the free gym membership.
یکی از بهترین مزایای کار در شرکت فناوری، عضویت رایگان در باشگاه ورزشی است.
to perk
01
صاف شدن, نشت کردن
(of coffee or similar liquids) to be brewed in a percolator
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
perk
سومشخص مفرد
perks
وجه وصفی حال
perking
گذشته ساده
perked
اسم مفعول
perked
مثالها
The coffee was perking on the stove while we got ready for breakfast.
قهوه روی اجاق گاز در حال دم کشیدن بود در حالی که ما برای صبحانه آماده میشدیم.
درخت واژگانی
perky
perk



























