جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
peppery
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
pepperiest
شکل تفضیلی
pepperier
درجهپذیر
مثالها
The olive tapenade added a peppery note to the appetizer, complementing the briny olives.
تاپناد زیتون یک نت فلفلی به پیش غذا اضافه کرد که زیتونهای شور را تکمیل میکرد.
درخت واژگانی
pepperiness
peppery
pepper



























