جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
aweary
Old use
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most aweary
شکل تفضیلی
more aweary
درجهپذیر
مثالها
The knight, aweary from battle, sought rest at a nearby inn.
شوالیه، خسته از نبرد، در یک مسافرخانه نزدیک به دنبال استراحت بود.



























