جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Awakening
01
بیداری, بیدار شدن
the act of waking
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
awakenings
مثالها
The environmental movement experienced an awakening in the 1970s.
جنبش محیط زیست در دهه 1970 یک بیداری را تجربه کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
awakening
awaken



























