overcharge
Pronunciation
/ˈoʊvɝˌtʃɑɹdʒ/

تعریف و معنی "overcharge"در زبان انگلیسی

Overcharge
01

قیمت بیش از حد, هزینه اضافی

a price that is too high
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
overcharges
to overcharge
01

گران‌فروشی کردن

to demand too high a price for goods or services
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
overcharge
سوم‌شخص مفرد
overcharges
وجه وصفی حال
overcharging
گذشته ساده
overcharged
اسم مفعول
overcharged
مثال‌ها
Some businesses overcharge tourists, knowing they are unfamiliar with local prices.
برخی از کسب‌وکارها از توریست‌ها بیش از حد قیمت می‌گیرند، با این علم که آنها با قیمت‌های محلی آشنا نیستند.
02

بار بیش از حد گذاشتن, زیاد بار کردن

place too much a load on
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه