جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Accomplice
01
همدست, شریک جرم
someone who helps another to commit a crime or do a wrongdoing
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
accomplices
مثالها
The gang members were all charged as accomplices in the drug trafficking operation.
همه اعضای باند به عنوان همدست در عملیات قاچاق مواد مخدر متهم شدند.



























