جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
outdoorsy
01
علاقمند به گشتوگذار, علاقمند به فعالیت در فضای آزاد
(of a person) having a fondness for outdoor activities and spending time in nature
Dialect
American
مثالها
Despite his busy city life, he has an outdoorsy side that enjoys fishing and biking.
علیرغم زندگی شلوغ شهری، او جنبهای طبیعتدوست دارد که از ماهیگیری و دوچرخهسواری لذت میبرد.
مثالها
The brand specializes in outdoorsy equipment, perfect for activities in rugged terrains.
این برند در تجهیزات فضای باز تخصص دارد، که برای فعالیتها در زمینهای ناهموار عالی است.
مثالها
They bonded over their shared love for outdoorsy adventures like backpacking and fishing.
آنها به دلیل عشق مشترکشان به ماجراجوییهای در فضای باز مانند کولهپشتی و ماهیگیری به هم پیوند خوردند.
درخت واژگانی
outdoorsy
outdoors
outdoor
out
door



























