جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
out-of-the-way
01
استثنایی, قابل توجه
exceptional, unusual, or remarkable
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most out-of-the-way
شکل تفضیلی
more out-of-the-way
درجهپذیر
حوزه
quality, experience, evaluation
مثالها
The town is so out-of-the-way that few tourists ever visit.
این شهر آنقدر دورافتاده است که تعداد کمی از گردشگران از آن بازدید میکنند.
03
رسیدگی شده, حل شده
dealt with; disposed of
04
نامناسب, توهین آمیز
improper or even offensive
LanGeek



























