جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Omen
01
نشانه, فال
a sign or event believed to indicate what will happen in the future
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
omens
مثالها
Dark clouds were an omen of the approaching storm.
ابرهای تیره یک نشانه از طوفان نزدیک بودند.
to omen
01
نشان دادن, پیش بینی کردن
to signal or serve as a sign of something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حالتی
باقاعده
زمان حال
omen
سومشخص مفرد
omens
وجه وصفی حال
omening
گذشته ساده
omened
اسم مفعول
omened
مثالها
Dark skies omened trouble for the hikers.
آسمانهای تاریک برای کوهنوردان نشانه مشکل بود.



























