جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Old age
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Sarah's grandmother remained active and independent well into her old age, inspiring those around her with her vitality.
مادربزرگ سارا تا سن پیری فعال و مستقل باقی ماند و با نشاط خود الهامبخش اطرافیانش بود.
02
پیری, سن بالا
the state characterized by advanced age
مثالها
Tom's grandfather shared wisdom acquired through his experiences in old age, offering valuable advice to younger generations.
پدربزرگ تام خردی را که از طریق تجربیات خود در پیری به دست آورده بود به اشتراک گذاشت و به نسلهای جوان توصیههای ارزشمندی ارائه داد.



























