جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
off-key
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most off-key
شکل تفضیلی
more off-key
درجهپذیر
مثالها
The piano sounded off-key after the move, needing a good tuning.
پیانو پس از جابجایی ناهماهنگ به نظر میرسید و نیاز به کوک خوبی داشت.



























