جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Occidental
01
غربی
a native inhabitant of the Occident
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
occidentals
02
اکسیدنتال
an artificial language
occidental
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
خاص
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
Her studies focused on the contrasts between oriental and occidental philosophies.
مطالعات او بر روی تضادهای بین فلسفههای شرقی و غربی متمرکز بود.
درخت واژگانی
occidentalism
occidental



























