جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
obvious
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most obvious
شکل تفضیلی
more obvious
درجهپذیر
حوزه
perception, cognition, communication
مثالها
The answer to the riddle was obvious once you thought about it.
پاسخ معما آشکار بود وقتی به آن فکر کردید.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
obviously
obviousness
unobvious
obvious



























