جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
obvious
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most obvious
شکل تفضیلی
more obvious
درجهپذیر
مثالها
His disappointment was obvious from the expression on his face.
ناامیدی او از بیان چهرهاش آشکار بود.
درخت واژگانی
obviously
obviousness
unobvious
obvious



























