جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
obscenely
اطلاعات دستوری
مثالها
He laughed and obscenely mimed the scene in front of everyone.
او خندید و صحنه را مستانه در مقابل همه تقلید کرد.
1.1
به طور مستهجن, به میزان تکان دهنده ای بیش از حد
to a shockingly excessive or morally repugnant extent
مثالها
The CEO was obscenely compensated while workers were laid off.
مدیر عامل مستانه جبران شد در حالی که کارگران اخراج شدند.
درخت واژگانی
obscenely
obscene



























