جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
noticed
01
مشاهده شده, توجه شده
observed or perceived by someone
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most noticed
شکل تفضیلی
more noticed
درجهپذیر
مثالها
The noticed improvement in his performance earned him praise from his colleagues.
بهبود مشاهده شده در عملکردش او را مورد تحسین همکارانش قرار داد.
درخت واژگانی
unnoticed
noticed
notice



























