جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
هجاها
واجها
به سمت شمال, شمالگرا
northerly
northward
northern
برف سنگین تمام ترافیک شمالرو را در طول گذرگاه کوهستان به تأخیر انداخت.
درخت واژگانی
north
bound