جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Northeastward
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
northeastwards
مثالها
The group headed toward the northeastward, hoping to reach the coast.
گروه به سمت شمال شرقی حرکت کرد، به امید رسیدن به ساحل.
northeastward
01
به سمت شمال شرقی, در جهت شمال شرقی
moving or located in the direction of the northeast
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
The river flows in a northeastward direction, toward the coast.
رودخانه در جهت شمال شرقی، به سمت ساحل جریان دارد.
درخت واژگانی
northeastward
north
eastward



























