جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
noneffervescent
مثالها
She ordered a noneffervescent drink to accompany her meal.
او یک نوشیدنی بدون گاز سفارش داد تا همراه غذایش باشد.
02
غیر گازدار, بدون گاز
not effervescent
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most noneffervescent
شکل تفضیلی
more noneffervescent
درجهپذیر
درخت واژگانی
noneffervescent
effervescent
effervesce



























