جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
noisy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
noisiest
شکل تفضیلی
noisier
درجهپذیر
مثالها
The airport terminal was a noisy place with announcements blaring over the speakers and passengers rushing to catch their flights.
ترمینال فرودگاه مکانی پر سر و صدا بود با اعلانهایی که از بلندگوها پخش میشد و مسافران برای رسیدن به پروازهایشان عجله داشتند.
02
پر سر و صدا, جلب توجه کننده
showy or attention-grabbing in a way that is excessive
مثالها
His noisy suit, bright with clashing colors, turned heads wherever he went.
کت و شلوار پرسر و صدای او، با رنگهای متضاد درخشان، در هر کجا که میرفت توجهها را به خود جلب میکرد.
03
پر سر و صدا, مختل
(of data) containing irrelevant or incorrect information
مثالها
The data was noisy, with many errors and irrelevant points.
دادهها پرنویز بودند، با بسیاری از خطاها و نقاط نامربوط.
درخت واژگانی
noisily
noisiness
noisy
noise



























