جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
multifaceted
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most multifaceted
شکل تفضیلی
more multifaceted
درجهپذیر
مثالها
The multifaceted nature of her personality made her a captivating friend.
طبیعت چندوجهی شخصیت او، او را به دوستی جذاب تبدیل کرده بود.
درخت واژگانی
multifaceted
faceted



























