جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
athwart
01
اریبوار
from side to side and in a slanting manner
مثالها
She walked athwart the room, her eyes scanning every corner for something hidden.
او به صورت مورب از اتاق رد شد، چشمانش هر گوشه را برای یافتن چیزی پنهان میکاوید.
02
از این سو به آن سو (در کشتی)
across a ship from side to side
مثالها
The sailor stood athwart the ship, watching for signs of land.
ملوان عرض کشتی ایستاد، در جستجوی نشانههای خشکی بود.
athwart
01
بر خلاف, مخالف
opposite to



























