جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Monk
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
monks
مثالها
As a monk, he took vows of poverty, chastity, and obedience to live a life dedicated to God.
به عنوان یک راهب، او نذر فقر، پاکدامنی و اطاعت را پذیرفت تا زندگیای را به خدا اختصاص دهد.
درخت واژگانی
monkish
monk



























