moneymaking
Pronunciation
/ˈməniˌmeɪkɪŋ/

تعریف و معنی "moneymaking"در زبان انگلیسی

Moneymaking
01

ثروت اندوزی, تولید درآمد

the act of making money (and accumulating wealth)
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
moneymaking
01

سودآور, درآمدزا

profit oriented
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most moneymaking
شکل تفضیلی
more moneymaking
درجه‌پذیر
02

سودآور, درآمدزا

generating substantial income
مثال‌ها
Rental properties are classic moneymaking assets if managed well.
املاک اجاره‌ای، دارایی‌های کلاسیک درآمدزا هستند اگر به خوبی مدیریت شوند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه