جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Modiste
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
modistes
مثالها
The modiste crafted a custom gown for the client's special occasion.
موديست برای مناسبت خاص مشتری یک لباس سفارشی طراحی کرد.
02
طراح لباس زنانه, کلاهدوز
a person, typically a woman, who designs, makes, or sells fashionable women's clothing or hats
مثالها
The modiste crafted a custom hat for the bride.
مودست یک کلاه سفارشی برای عروس ساخت.



























