جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to miscalculate
01
محاسبه اشتباه, اشتباه در محاسبه
to judge a situation by mistake
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
miscalculate
سومشخص مفرد
miscalculates
وجه وصفی حال
miscalculating
گذشته ساده
miscalculated
اسم مفعول
miscalculated
مثالها
She miscalculated the strength of the current and got swept away.
او اشتباه محاسبه کرد قدرت جریان را و با خود برده شد.
02
محاسبه اشتباه, به اشتباه محاسبه کردن
calculate incorrectly
درخت واژگانی
miscalculate
calculate
calcul



























