جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
mightily
مثالها
The soldiers fought mightily to defend the fort.
سربازان با قدرت برای دفاع از قلعه جنگیدند.
02
به شدت, به میزان قابل توجهی
to a great degree or in a very significant way
مثالها
That decision mightily shaped the course of his career.
آن تصمیم به شدت مسیر شغلی او را شکل داد.
درخت واژگانی
mightily
mighty
might



























