جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
asunder
مثالها
The sword struck the stone, splitting it asunder with a loud crack.
شمشیر به سنگ برخورد کرد و آن را با صدای بلندی به دو نیم تقسیم کرد.
02
پراکنده, تکهتکه، جداشده
away from one another
مثالها
The feud between the two families drove them asunder, making reconciliation impossible.
کینهتوزی بین دو خانواده آنها را از هم جدا کرد، که آشتی را غیرممکن ساخت.



























