جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Menstruation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She tracks her menstruation to better understand her health and fertility.
او عادت ماهانه خود را دنبال میکند تا سلامت و باروری خود را بهتر درک کند.
درخت واژگانی
menstruation
menstruate



























