جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
mediocre
نکوهشی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most mediocre
شکل تفضیلی
more mediocre
درجهپذیر
حوزه
quality, evaluation, performance
مثالها
The cake was mediocre, dry and almost inedible.
کیک معمولی, خشک و تقریباً غیرقابل خوردن بود.
LanGeek



























