جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
mainly
مثالها
His success in the competition was mainly due to his consistent hard work and dedication.
موفقیت او در مسابقه عمدتاً به دلیل کار سخت و فداکاری مداوم او بود.
مثالها
She mainly spends her weekends hiking in the nearby mountains.
او عمدتاً آخر هفتههای خود را در کوههای نزدیک پیادهروی میکند.
درخت واژگانی
mainly
main



























