askew
askew
əskju:
اِسکیو
renewkazoounduetaboo

تعریف و معنی "askew"در زبان انگلیسی

askew
01

اریب‌وار, منحنی

in a crooked or tilted position 
اطلاعات دستوری
قید پرسشی
مثال‌ها
The picture frame hung askew on the wall, giving the room a slightly disheveled appearance. 

قاب عکس کج روی دیوار آویزان بود و به اتاق ظاهری کمی آشفته می‌داد.

askew
01

کج, مایل

not straight or level 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
درجه‌پذیر
حوزه
alignment, position, perception
مثال‌ها
The picture on the wall was askew, hanging at a noticeable angle. 

تصویر روی دیوار کج بود، با زاویه‌ای قابل توجه آویزان شده بود.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه