جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ashen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most ashen
شکل تفضیلی
more ashen
درجهپذیر
مثالها
The shock of the sudden announcement left him with an ashen expression.
شوک اعلام ناگهانی او را با چهرهای خاکستری رها کرد.
02
ساخته شده از چوب درخت زبان گنجشک, شبیه چوب درخت زبان گنجشک
made of or resembling the wood of the ash tree
مثالها
The table was built from smooth, polished ashen planks.
میز از تختههای صاف و صیقلی از جنس زبان گنجشک ساخته شده بود.



























