جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
lowered
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most lowered
شکل تفضیلی
more lowered
درجهپذیر
مثالها
The lowered volume of the music allowed for better conversation in the room.
حجم کاهشیافته موسیقی امکان گفتگوی بهتر در اتاق را فراهم کرد.
مثالها
The lowered stage allowed the audience to have a better view of the performers.
صحنه پایینآمده به تماشاگران اجازه داد دید بهتری از اجراکنندگان داشته باشند.
درخت واژگانی
lowered
lower



























