جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Arrears
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
arrears
مثالها
He finally paid off his arrears from the last six months.
او بالاخره بدهیهای شش ماه گذشته خود را پرداخت کرد.
02
معوقات, بدهیهای معوق
the condition of being behind on required payments
مثالها
The family fell into arrears after both parents lost their jobs.
خانواده پس از بیکار شدن هر دو والدین در بدهی افتاد.



























